تبليغاتX
دل شكسته
اس ام اس- متن هاي دل يك عاشق شكست خورده

حسرت.....

 

بازم دلم گرفته هوای گریه دارم.......

کاشکی میشد دوباره سر رو شونت بذارم

 

کاشکی بودی کنارم اما بازم میدونم

تو نیستی و من اینجا از دلتنگیام میخونم

 

بارون غم از چشام می باره.........

بی تو تنهام تو شبای بی ستاره

 

اشک غم رو گونه هام حسرت نگات تو دلم

بیا تا بهت بگم بی تو حل نمیشه مشکلم

 

تو دلم کشیدم عکستو تا همیشه

تا بگم خاطراتت فراموشم نمیشه

 

هر چی بوده بین ما تموم شده با یه اشتباه

حالا من موندمو حسرت یه بار نگاه

 

حالا من موندم با یه دنیا نیرنگ و کلک

من که عاشقت بودم تو منو نکردی درک

 

خیلی سخته بمونی تنها با یه دنیا بغض و آه

موقع رفتن واسه دلخوشیم حتی نکردی یه نگاه

 

کاشکی میشد دوباره دستاتو بگیرم.....

باور کن تا جون دارم برات می میرم

 

کاشکی میشد من و تو می رفتیم تا به اوج آسمون

آون بالاها پیش خدای مهربون....................

 

ازش میخواستیم ما رو بهم برسونه

تا دلامون هیچ وقت از هم جدا نمونه

 

حیف اینا واسه ما خواب و خیاله

با تو بودن تا همیشه برام یه رویای محاله

 

دیگه باید نامه رو مختصر کنم

خواستم تو رو از حال دلم خبر کنم

 

خوب عزیزم می سپرمت دست خدای مهربون

اگه برات زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 10:40  توسط مريم   | 

ببخشیدا نمیخوام جلی توجه کنم یا بگم بچه مثبتم....

نمیدونم کی بهم زنگ میزنه از دل شکستم میخواد سوئ استفاده کنه به فرض خودش میخواد برگرده پیشم و جبران کنه واسه همینه میگم لازم نکرده کسی دلش واسه دل شکستم بسوزه.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 12:38  توسط مريم   | 

حالم از همه تون بهم میخوره بی معرفتا.......فقط بفهمم کی بهم زنگ میزنه

حاشو میگیرم......بی معرفتا.......بی شعور....

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 21:8  توسط مريم   | 

واسه همیشه رفتم..................
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 18:45  توسط مريم   | 

 

من خیلی غصه دارم........

 

 

من خیلی غصه دارم

 

                         هیچ مونسی ندارم

 

                                                    تو آسمون ستارس

  

                                                                              حتی اونم ندارم!!!

 

تا کی باید به دل بگم :

 

                              بساز......بساز.....

 

                                                      بسوز........بسوز........

 

تا کی باید به دل بگم :

 

                               که چشماتو به در بدوز؟!

 

تا کی باید گریه کن

 

                          از دست کار روزگار؟!

 

تا کی باید بباره

 

                          چشمام مثل ابر بهار؟!

 

کی میگه تنهایی سخت نیست

 

                         به خدا تنهایی سخته!!!!

 

الهی بی کس نشی

 

                        به خدا بی کسی سخته!!

 

اینم از بخت بده ماست

 

                               راضی ام هر چی خدا خواست

 

ای خدا برس به دادم

 

                                ای خدا تنهایی سخته...!!!

 

               

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 12:44  توسط مريم   | 

 

اون طور منو نگا نکن دست توی دست من بذار

 

برو یه وقت مریض نشی بغضتو هی نگه ندار

 

فدات بشم فدات بشم فدات بشم بذار برو

 

محاله باورش که من دیگه نمی بینم تو رو

 

صدات میلرزه عشق من اسممو هی صدا نکن

 

طنابو دور گردنم بنداز دیگه ....نگام نکن!!

 

بمیرم واسه بغض تو فکر منو نکن برو

 

دلو اسیر من نکن اگه دوسم داری برو

 

تو رو خدا گریه نکن...تصمیم آخرو بگیر

 

چارپایه رو بکش برو...چارپایه دستاشو بگیر

 

با دست عاشقت بنداز طنابو دور گردنم

 

میخوام فقط ادا کنم حقی که مونده گردنم

 

من بشکنم برنجم فدای تار موت........

 

مهم تویی نرنجی برس به آرزوهات....

 

مواظب خودت باش با قلب من چی کردی؟!

 

دلواپسم نباش و به عشق کی میخندی؟!

 

اگه سراغمو گرفت بگین نشونه ای نذاشت

 

بگین از این جا رفته چاره دیگه ای نداشت

 

اگه سراغمو گرفت این نامه رو بهش بدین

 

بگین که جا گذاشته بود...پرسید کجا؟ هیچی نگین

 

اگه بازم پرسید ازم اگه نکردش نامه رو باز

 

چاره ای نیست بهش بگین فلانی رفته زیر خاک

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 15:25  توسط مريم   | 

 

 

یه دروغ ساده......

 

 

شب مهتابه و چشام بازم از یاد تو خیسه

 

دیگه عادت شده با بغض واسه تو مینویسه

 

 

کاش می فهمیدی که قلبم خونه آرزوهات بود

 

یه نفس تنها نبودی همیشه دلم باهات بود...

 

 

    آسمون و ماه نقرش با یه عالمه ستاره

 

شاهدن که این بریدن دیگه برگشتی نداره

 

 

رفتی بی اونکه بدونی دل من مال خودت بود

 

حال بغضای شبونم به خدا حال خودت بود

 

 

سهم چشای تو بودن توی دنیا هرچی داشتم

 

واسه ی خاطر نازت جونمو گرو گذاشتم

 

 

یه دروغ ساده اما قصه ما رو بهم زد

 

سرنشتمونو آخر با جدا کردن رقم زد

 

 

تو پشیمون شدی و من حالا صندوقچه دردم

 

سخته اما باورش کن من دیگه بر نمیگردم

 

 

اما یادت باشه حرفا مث گوله های برفن

 

خیلیا قربونی های بی گناه چندتا حرفن

 

 

تو ترانه های شرجیم میدرخشی تو همیشه

 

اما من هر کاری کردم که ببخشمت نمیشه

 

 

**************

 

با یاد او که زمانی در زندان بی دیوار اسیر بود......وبالاخره طعم آزادی را چشید!

 

 

                    پرنده ای هستم در قفس........  

 

پرواز را از من گرفته اند......

 

                                          بالهایم بسته است......

 

و احساس را از من گرفته اند.....

 

         من و امید پروازی دوباره......

 

من و احساس آوازی دوباره.....

 

                                من و شادابی و عشق دوباره.....

 

        به من آموختند آزاد باشم

 

                                            میان گل ها  برقصم شاد باشم.....

بخوانم با نوای باد پاییز...

 

                                             و پروازی کنم از روی جاریز.......

 

ولی افسوس آن عشق ها رفتند.....

 

     

********

این متنو دوست خوبم واسم فرستاده منم واستون میذارم....

 

اگر كسی مرا خواست ،

 

                             بگویید رفته باران‌ها را


تماشا كند .


                  و اگر اصرار كرد ،


بگویید برای دیدن توفان‌ها


              رفته است .


و اگر باز هم سماجت كرد ،


                              بگویید رفته است تا ديگر


باز نگردد .........................
 

 

********

    می روم که جون ببازم حماسه ای بسازم می رم که تا قیامت به عشق تو بنازم کاشکی که عاشقم بشی نور حقایقم بشی تو این همه گل عزیزم گل شقایقم بشی اون روزای قشنگمون نگو که یادت نمی یاد برگای پاییزی عشق یکی یکی رفته به باد شکسته از غم چشات دلی که مث یک کوهه به دور از تو شبای من همش تکرار اندوهه.........

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:10  توسط مريم   | 

 

یه متن عشقولانه واسه تموم  دل شکسته ها......

 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ترا با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم تمام شــــــب برای با طراوت ماندن باغ

قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جست و جوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در

تنهاییم رویید با حسرت صدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی: دلم حیران و سرگردان چشمانی ست

رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم.......همین بود آخرین فرصت

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشم هایت را به روی اشکی از جنس غروبی ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمیدانم چرا رفتی؟؟؟؟نمی دانم چرا؟؟؟؟

 

شاید خطا کردم و تو بی  آنکه به  فکر غربت چشمان من باشی نمیدانم چرا ؟؟؟تا کی؟؟برای چه ولی رفتی.... و بعد از

رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمـــی

خاکستری گم شد....و  گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت تمام بال هایش غرق در انــــدوه

غربت شدو بعد از رفتن تو آسمان چشم هایش خیس باران بود....بعد  از رفتن انگار کسی حس کرد من بی تو هـــزاران بار در هر لحظه خواهم مرد.... کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام را از دست خواهم داد........بعد از رفنتت دریا چه بغضی کرد و کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آن که میدانم تو هرگز یاد من را با عبور نخواهی برد هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد.........!!!

 

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شدو بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید ...کسی از پشت قـــاب پنجره آرام و زیبا گفت تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخابِ آن خطا کردم و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمیدانم چرا؟؟؟؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزو هایت دعا کردم.........!!!!

 

خدا نخواست پیشم باشی * ولی مهم اینکه تو باشی

 

********

تا وقتی اینجا بمونی* بارون قشنگ و نم نمه...هوای رفتن که کنی *مرگ گلای مریمه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:13  توسط مريم   | 

این وزن آواز من است اگر مرا بسیار دوست بداری شاید حس تو صادقانه نباشد . . . . .

 


من تو را چون عشق در سر کرده ام

  


من تو را چون شعر از بر کرده ام

 


من گل یاد تو را همچون خزان


در خیال خویش پر پر کرده ام

 


بی وفایی کردی و عاقل شدی !

 


من به عشق شومت عادت کرده ام

 


عشق ورزیدن به تو درد است درد!

 


من ز درد خویش هجرت کرده ام

 


کمتر دوستم بدار تا عشقت ناگهان به پایان نرسد

 

 
من به کم هم قانعم و اگر عشق تو اندک، اما صادقانه باشد من راضی ام

 


دوستی پایدار، از هر چیزی بالاتر است

 


مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش

 


این وزن آواز من است بگو تا زمانی که زنده ای،


دوستم داری!


و من تمام عشق خود را به تو پیشکش می کنم. . . ..

 

 


 

بی وفا......

 

بی وفا عشق من به خدا اشک من

 

میمونه رو گونه تا بیای پیش من

 

رفتی و بعد تو چه زجری کشیدم

 

هنوز تار موتو به دنیا نمیدم....

 

تو رو به خاطراتمون تو منو بی خبر نذار

 

تو رو به اشکمون قسم منو چشم به در نذار

 

باشه میرم از پیشت خداحافظ عشق من

 

ببخش روی نامه هام باز چکیده اشک من

 

دلتو موندنی نبود خداحافظ عشق من

 

حالا که نموندی بگو از من چی دیدی؟؟

 

چه ساده نشستی چه ساده پریدی!!

 

بغضمو وقت جدایی هی نگه داشتم به سختی

 

حتی واسه دلخوشیمم دست تکون ندادی رفتی

 

پس بذار روی ماهتو دو آخر نگا کنم......

 

سخته با خاراتمون با دل خون وداع کنم

 

وقت رفتنت نبود خداحافظ عشق من

 

دلت میشکنه یه روز میدونی قدر اشک من

 

سخته گفتنش ولی خداحافظ عشق من!!

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 20:4  توسط مريم   | 

یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم.......

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:6  توسط مريم   |